به هر ضرب و زوری که شده ، این شبح نیمه خواب رو تو خیابون اینور و اونور میکشم.ازینکه اتوبوس خالی و جا برای نشستن داره،ذوق می کنم و چرتم نخکش میشه!میشینم رو صندلی و خودمو تو صندلی جمع میکنم.با اینکه اول خط سوار نشدم، صندلی هنوز سرده و معلومه که قبل از من کسی گرمش نکرده. خلوتی ماشینو که میبینم با خودم مرور می کنم که اصلا چرا اینقدر زود میرم سر کار؟! یادم اومد،هر کورس رفت و آمد با اتوبوس برام 600 تومان نفع داره! یکم خیالم راحت می شه."نیم ساعت خواب سر صبح من،600 تومان می ارزه!". دهنمو به علامت رضایت از این حرفی که با خودم میزنم، کج و کوله می کنم.
از اتوبوسی که پرده داشته باشه،اصلا خوشم نمیاد.پرده رو می کشم کنار تا نور آفتاب حالمو جا بیاره.با یه ترمز محکم ماشین، تو صندلی پلاستیکی اتوبوس لیز می خورم.خودمو جابجا می کنم.پشت چراغ قرمزیم.سر صبحه.آفتاب زده ، اما کسایی که پشت چراغن، اکثرن مث من منگ خوابن.یا کیفشونو زدن زیر دستشون، یا تفشون از گوشه لبشون چیکه می کنه روز پیرهن،یا از کج شدن گردنشون،از خواب می پرن.اینا هم آدمایی از جنس منن.توشون کمتر بازاریو تاجر پیدا میشه.با خودم می گم:آره، ماشین با کلاسا مال ساعت 9 به بعده!
یادحرف خودم میوفتم:خواب من و آدمای از نوع من ساعتی 1200 می ارزه."یه تاجر، خوابش میلیونی و شایدم میلیاردی بیارزه!چه بخوابه چه نه،پولاش داره رو گرده ی آدمای نعشه خواب پشت چراغ قرمز کار میکنه"
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پانوشت:یبار که با یکی از همین رانندگان شریف اتوبوس هم صحبت شدم،می گفت باید ساعت 3 صبح از خونه اش که کرجه،بیاد بره پارکینگ شرکت واحد که یکیش کیلومتر 40 اینطورای جاده فیروزکوه هستش،ماشینو برداره بره سر خطش! با احتساب اینکه اولین ماسین باید 6 صبح سر خط باشه،محاسبه کنید خواب این شخص چقدر ارزش داره؟
۱ -
بدست کودک ؛ "باربی" داده اند
چند متر جلوتر از مادر می دود
مادر در گوشی موبایل چرخ می زند
یک اس ام اس دیگر از "دنیا" برایش رسید ، مثل همیشه جذاب
- ببخشید خانوم؟
-با شما هستم ، خانوم ( اینبار با صدایی مردانه تر)
*بله؟
-این بچه شماست؟
*بله ، چطور مگه ؟
-( با لرزشی در صدایش می گوید ) اگه ترمز نزده بود ، زده بودم بهش ، وسط خیابون بود!!
*اِ
۲-
مرغ های همسایه ...
اشتباه نشود؛
دیگر غاز نیستند
مرغند ، ولی مرغ می خورند
۳-
از پنجره اتوبوس می شمردم
۱،۲،۳،۴،۵،...
خسته شدم
چنتا مرد زیر ابرو برداشته ، هیکل قورباغه ای و اپیل کرده و دخترهای دماغ عمل شده رو شمردم؟؟
پشت چی قایم شده بودن؟
۴-
تاکسی ها همه خالی میمونن ، چون صندلی عقب ۳ نفره اس و مردم فقط دونفر دونفر سوار تاکسی میشن